سؤال این بود: آرزوت برای تاتر ایران چیه؟

این مطلب رو زمستان ۹۲ نوشته بودم به درخواست دوستی عزیز که فکر نمی کنم هیچ وقت چاپ شد. امروز پیداش کردم و خوندم و فکر کردم بذارمش تو وبسایتم. سؤال این بود: آرزوت برای تاتر ایران چیه؟

آرزو دارم … آرزو ندارم

سمین گفت از آرزوهایم برای تاتر ایران بنویسم. خیلی فکر کردم و به هیچ جا نرسیدم. شاید مشکل از واژه ی ”آرزو” ست! ”آرزو” متعلق به آینده ای ست که معلوم نیست چه زمانی خواهد آمد. یک جور دروغی در ذاتش دارد که زمان حال را می کشد تا دلبسته مان کند به آینده ای نامعلوم. نزدیک ترین واژه ی مترادف به ”آرزو” که پیدا کردم ”امید” است. برایان مسومی ایده ی ”امید” را زمانی قابل استفاده می داند که این ایده هیچ ارتباطی با انتظار برای رسیدن به ”موفقیت” نداشته باشد. به زبانی ساده زمانی که ”امید” از ”خوش بینی” فاصله می گیرد. چون اگر در زمان حال به آینده ای که در پیش رو داریم فکر کنیم، منطقا جایی برای ”امید” در لحظه ی حال باقی نمی ماند. مسومی می گوید اگر ”امید” از ایده های ”خوش بینی” و حتی”بدبینی”، از تصویرِ آرزومندِ رسیدن به ”موفقیت”، یا هرگونه محاسبات منطقی برای رسیدن به نتیجه فاصله بگیرد، تازه ملموس می شود، چرا که این جدایی آن را در زمان حال جای می دهد… پس ترجیح می دهم از امیدهایم بنویسم. امیدهایی برای اکنون تاتر ایران، نه فرداهای واهی.

می خواهم از امیدم به اقلیت های تاتری بنویسم. اقلیتی که شاید اکثریتی باشند لبریز از پتانسیل، توانایی، انگیزه و جسارت؛ اما من به آنها می گویم اقلیت تاتری به دلیل مهجوریتشان، به دلیل دسته بندی شدنشان بر اساس جنسیت، سن یا قدرت اجتماعی شان. در این دسته بندی ”قدرت” جایگاه اول را دارد، که می تواند جنسیت و سن را تحت نفوذ قرار دهد. یعنی حتی اگر جنسیت یا سن یا هر دو (جنسیت و سن)، فردی را در دسته ی این ”اقلیت گمنام” قرار دهد، کافی است او از ”قدرت” بهره مند باشد(”قدرت” مند باشد)، یعنی به هر روشی به منبعی از قدرت -اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی-  متصل باشد، تا از مجموعه ی  این اقلیتِ گمنام خارج شود. البته تاثیر این عوامل در تشکیل این اقلیت در گرایش ها ی مختلف تاتری نیز متفاوت است. به عنوان مثال اگر بخواهیم جنسیت را بررسی کنیم می بینیم در گرایش بازیگری در ایران تفکیک یا بهتر بگویم تبعیض جنسیتی کمتر نمود پیدا می کند به دلیل ساده ی نیازمندی به هر دو جنس زن و مرد برای به تصویر کشیدن یا نمایش دادن بازتابی از زندگی ای که این دو جنس، دو نقش اساسی در آن ایفا می کنند. اما در گرایش کارگردانی هیچ ضرورتی برای استفاده از دو جنس برای خلق این تصاویر یا نمایش ها وجودندارد. یک جنسیت هم می تواند از پس این کار برآید، پس جنسیت دیگرمی تواند حذف یا کمرنگ شود. اگر به گرایش کارگردانی در ایران نگاه کنیم جنسیت زن می تواند او را در این اقلیت دسته بندی کند، مگر اینکه امتیازهای دیگر چون سن یا قدرت بتواند بر جنسیتش فائق آید. پس اینجا اقلیت – در اینجا کارگردانان زن- از طریق ”حمایت” شدن می تواند در جامعه فعال باشد، نه از طریق ”حقوق” انسانی – اجتماعی اش. اینجا می توان دید که چگونه ساختار قدرت بر پایه هویت هایی چون ( جنسیت، نژاد، وضعیت اجتماعی – اقتصادی …) شکل گرفته و چگونه اینها می توانند بر زندگی و روند رشد حرفه ای این اقلیت تاثیر بگذارند حتی زمانیکه او به آنچه که در حال اتفاق افتادن است آگاه نیست وچه بسا از وضعیت خود و پیشرفتی که در این محدوده ی ”اقلیت گمنام” می کند راضی است.

یکی دیگر از عواملی که می تواند مورد بررسی قرار گیرد ”سن” است. جامعه ی جوان، شاید حتی باید گفت بسیار جوان، دهه ی هفتادی ها، دانشجویانی که هر ساله فارغ التحصیل می شوند و تشنه ی کار و تجربه ی حرفه ای اند همه میانگین سنی پایینی دارند. این میانگین سنی پایینشان لبریز است از پتانسیل برای تاتر ایران. پتانسیل هایی که اگر رویشان سرمایه گذاری شود و امکان بروز پیدا کند، می تواند نیرو، تفکر و زبان جدیدی به تاتر ما اضافه کند، بی آنکه چیزی کم کند. این نسل جوان می تواند خودش باشد بی آنکه مجبور باشد برای دیده شدن، شبیه و جذبِ اکثریت شناخته شده یا حرفه ای شود. چه جایگاهی برای این نسل جوان وجود دارد؟ چند سالن تاتری به این اقلیت مهجور که جمعیتش به طور فزاینده ای رو به رشد است اختصاص داده شده؟ چه سیاست های پیوسته مدیریتی برای این نسل جوان تاتری، کارگردان اولی ها، بازیگر اولی ها وجود دارد؟

در بحث های فمینیستی واژه ای وجود دارد با عنوان Intersectionality”” که شاید نزدیک ترین ترجمه به آن ”تقاطع باوری” باشد. ”تقاطع باوری” به ما کمک می کند برای آگاهی از واقعیت مسلمی که چگونه یک انسان ممکن است به طور همزمان بر اساس جنبه های گوناگونی از هویتش مورد تبعیض قرار بگیرد. ”تبعیض متقاطع”، به گونه های متفاوت تبعیض یا سرکوب باز می گردد که در هم آمیخته شده و جداناشدنی هستند، اشکال گوناگونی از تبعیض که همزمان رخ می دهند.سرکوب‌هایی که جدا جدا اثر نمی‌کنند بلکه یک سیستم تشکیل می‌دهند و با هم عمل می‌کنند و این مجموعه سرکوب ها بر تساوی حقوق و موقعیت های انسانی – اجتماعی گروه سرکوب شده تاثیر مستقیم می گذارد. گرچه این باور در ابتدا در بحث های فمینیستی در جهت شناخت بیشتر سرکوب زنان در جامعه به کار رفته اما امروزه جامعه شناسان در تلاشند این نظریه را به عموم مردم جامعه و اقلیت های اجتماعی بسط دهند. به کارگیری نظریه ی ”تقاطع باوری” می تواند برای رسیدگی به تبعیض های متعددی که  همزمان بر این ”اقلیت گمنام” اعمال می شود و آسیب شناسی تساوی حقوق و موقعیت اجتماعی شان به ما کمک کند. زنان و نسل جوان به طور مشخص در تاتر ما اقلیت واقع شده اند. ما نیازمند طراحی سیستمی پویا و تقاطع باورهستیم برای ایجاد فضایی برابر برای فعالیت اقلیت های گوناگون تاتری مان. اما سوال اینجاست که درتاترایران کدام افراد حقیقی یا حقوقی، گروه های تاتری، سازمانهای خصوصی یا شاید از همه مؤثرتر، مدیران دولتی ممکن است به چنین نظریاتی بها دهند. امید من به همین دولت جدید است و به سیاست گذاری های فرهنگی اش. به اینکه دوباره یک بخش ویژه باز نشود برای زنان، برای جوانان؛ بلکه تساوی حقوق انسانی – اجتماعی تحت عنوان ”تساوی بهره مندی از امکانات تولید و عرضه ی تاتر” برای این اقلیتِ گمنام در نظر گرفته شود. حداقل، امکان ورود برای همه یکسان باشد. اینکه در این سیاست گذاری های فرهنگی دولت جدید، که تاثیر مستقیمی خواهد گذاشت بر سیاست گذاری های تاتری ما، این اقلیتِ لبریزاز پتانسیل، جایگاهِ برابر خود را به دست آورد. که سیاست گذاری های سالن های تاتری مشخص باشد. که کارگردان های زن برای گرفتن سالن های اجرایی تا به این حد بی تکلیف نباشند. که نسل جوان، کارگردان اولی ها، بازیگر اولی ها، طراح اولی ها، نویسنده اولی ها با هم و در کنار هم رشد کنند و زبان، تفکر و گروه های خودشان را تشکیل دهند؛ به جای آنکه از هم جدا شوند و برای امید به آینده ای روشن تر چاره ای نداشته باشند جز آنکه جذب گروه های حرفه ای شوند. امیدم به درک این حقیقت است که این گروه بزرگ، اقلیت نیست، اکثریتی است انکار ناشدنی، اکثریتی که باید همین امروز، آن ها را دید و برای حقوقشان برنامه ریزی های پیوسته کرد.

از امیدهایم گفتم؟

پگاه طبسی نژاد

اولین روز زمستان ۱۳۹۲

تهران

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: